مشكلات تغيير اسم در ثبت احوال

مشكلات تغيير اسم در ثبت احوال مردم را گرفتار كرده است
مدتي است تغيير برخي نام ها، ديگر نيازي به مراجعه به دادگاه و محاکم قضايي ندارد و افرادي که واجد شرايط تغيير نام هستند، مي توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال در مدت زمان نسبتا کوتاهي، براي تغيير نام خود اقدام کنند. اما ثبت احوال به چه افرادي اجازه تغيير نام مي دهد؟ به گفته مدير کل اسناد هويتي سازمان ثبت احوال، ثبت احوال امکان تغيير نام هاي داراي معاني بد و مستهجن، مغاير با جنسيت فرد و اسامي خارجي را فراهم کرده، اما ممکن است افراد بدون داشتن اين شرايط نيز درخواست تغيير نام داشته باشند.
وقتي کسي براي تغيير نام به اداره ثبت احوال مراجعه مي کند، در ابتدا بسته به اينکه متقاضي تغيير نام زن يا مرد باشد، يک جزوه چاپي قطور را که متشکل از اسامي قابل تغيير است در مقابلش قرار مي دهند. در اين جزوه هاي دوجلدي که در يک جلد آن اسامي خانم ها و در جلد ديگر اسامي آقايان درج شده، در مقابل هر اسم، اسامي مجاز به تغيير ثبت شده است. اسامي مذهبي خانم ها مانند فاطمه، زهرا، طاهره، زينب و… و اسم هاي مذهبي آقايان از قبيل محمد، علي و… در اين جدول تغيير نام ها جايي ندارند. از آنجا که فرهنگ داشتن دو نام (يکي نام شناسنامه اي و ديگري نامي که فرد به آن شهرت دارد) در ايران امري رايج است، بخش عمده متقاضيان تغيير نام در کشور را گروهي تشکيل مي دهند که مي خواهند نام شناسنامه اي آنها به نامي که از کودکي به آن اشتهار دارند، تغيير يابد. البته عمده اسامي شناسنامه اي افراد داراي دو نام، اسامي مذهبي است که طبق قوانين ثبت احوال، اجازه تغيير به آنان داده نمي شود. يکي از کارشناسان سازمان ثبت احوال، فهرستي چندصفحه اي را نشان مي دهد که اسامي شناسنامه اي متقاضيان تغيير نام به همراه اسم جديد درخواستي در آن نوشته شده است. او مي گويد: «هر چند هفته يک بار، جلسه اي در ثبت احوال برگزار مي شود که درخواست متقاضيان تغيير نام در آن بررسي مي شود.» به گفته اين کارشناس، ثبت احوال وارد علت درخواست تغيير نام متقاضيان نمي شود اما بر اساس اسامي که از قبل به عنوان اسامي مجاز به تغيير اعلام شده، اگر فردي خواستار تغيير نام خود باشد، بدون نياز به مراجعه به دادگاه، فرآيند تغيير نام از سوي ثبت احوال صورت مي گيرد. او در مورد متقاضيان تغيير نام هاي مذهبي مي گويد: «ثبت احوال تغيير نام هاي مذهبي را قبول نمي کند» و در حالي که به فهرستي که در دست دارد، اشاره مي کند، ادامه مي دهد: «همان طوري که مي بينيد، اسم اين متقاضي زهرا است که درخواست وي افزودن اسم نازنين به ابتداي آن و تغيير آن به نازنين زهرا بوده که با تقاضاي او موافقت نشده است.»
حسن يکي از متقاضيان تغيير نام است که ثبت احوال با تغيير نام وي مخالفت کرده. او با اعتراض به اين روند مي گويد: «اينکه هر کس بايد حق انتخاب نام خود را داشته باشد، جزو اصول بديهي و مسلم است و نبايد در اين مورد اجباري صورت گيرد.»
کبري و اعظم از ديگر مراجعان به ثبت احوال هستند. در مرحله قبل از دريافت فرم تغيير نام هستند و هر دو نااميد از پذيرش خواسته شان. چون مي گويند که اين اسامي عربي است، امکان تغيير آن بعيد به نظر مي رسد. اما کارمند ثبت احوال مي گويد اسامي عربي منعي براي تغيير ندارند و تنها اسامي مذهبي را نمي توان تغيير داد.
جواد، مراجعه کننده ديگري است که مي خواهد به اول نامش محمد را اضافه کند که مورد موافقت ثبت احوال قرار مي گيرد. نفر بعدي زکيه است. او مي گويد:«از کودکي نامم را در شناسنامه زکيه گذاشته اند، اما در خانه سهيلاصدايم مي کردند. ثبت احوال با تغيير نام زکيه مشکلي ندارد، اما جالب اينجاست که تنها مي توانم از اسامي پيشنهادي اين سازمان به جاي زکيه استفاده کنم؛ در حالي که من خواستار تغيير نام شناسنامه اي ام به نامي هستم که از کودکي مرا با آن صدا مي زنند.»
به گفته مديرکل اسناد هويتي سازمان ثبت احوال کشور، «برخي درخواست تغيير نام هاي ايراني را مطرح مي کنند که در آن صورت بايد نام فرد به اسامي داراي فراواني بيشتر تغيير کند. به عنوان مثال اگر فردي تقاضا دارد که نام سوگل يا سيمين را تغيير دهد، بايد اسامي ايراني داراي فراواني بيشتر يا اسامي مذهبي را جايگزين کند.»
چرا فردي که خواستار تغيير نام شناسنامه اي خود به نامي است که از کودکي والدين، اقوام، دوستان و… او را به آن نام صدا مي زنند، بايد طبق مقررات ثبت احوال، تنها اسامي داراي فراواني بيشتر – و نه نام خود- را جايگزين کند؟ زکيه در اين مورد مي گويد: «به نظر من، هر ايراني بعد از رسيدن به سن بلوغ بايد بتواند اسم خودش را در صورت تمايل تغيير دهد و اجبار در اين مورد عاقلانه به نظر نمي رسد.» اما به اعتقاد کارشناسان حقوقي سازمان ثبت احوال، حفظ اعتبار اسناد سجلي و جلوگيري از تزلزل آنها ايجاب مي کند که بدون دليل قانوني و به صرف سليقه افراد تغييري در آن حاصل نشود.
عزيزه دختري حدودا 20 ساله است. او از کارمند ثبت در مورد امکانپذيربودن تغيير نامش مي پرسد. کارمند به جزوه اسامي نگاهي مي اندازد و پاسخ مثبت مي دهد و فهرستي از اسامي را در مقابلش قرار مي دهد که در مقابل اسم عزيزه نوشته شده است. عزيزه مي گويد: «اين اسم را والدينم هم در شناسنامه ام گذاشتند، هم مرا با اين نام صدا مي زنند، اما من اين اسم را دوست ندارم.» او با نگاهي به اسامي پيشنهادي ثبت احوال، سرانجام اسم عسل را انتخاب مي کند و خواستار تغيير نامش از عزيزه به عسل مي شود.
به نظر مي رسد تعداد افرادي که همچون عزيزه از اسمشان راضي نيستند و خواهان تغيير نامشان به اسامي غير از اسم خود هستند، نسبت به افراد دواسمي که خواستار تغيير اسم شناسنامه خود به اسمي که از کودکي به آن شهرت داشته اند، کمتر باشد. اما مشکلات افراد دواسمي با وجود تسهيلات سازمان ثبت احوال همچنان باقي است. پيمان مي گويد: «اسم شناسنامه ام حسين است که به دليل تشابه نام و نام خانوادگي ام با يک مجرم که اتفاقا در محله ما سکونت دارد و همين امر هم مشکلاتي را برايم ايجاد کرده، براي تغيير نام به ثبت احوال مراجعه کردم اما متاسفانه با تقاضايم موافقت نشد.» او با اشاره به اينکه از ابتدا راه را اشتباه رفته و بايد از همان اول به دادگاه مراجعه مي کرده، ادامه مي دهد: «قاضي پس از استعلام از سوابق فردي که همنام من بود با تغيير نامم موافقت کرد و در حال حاضر با حکم دادگاه براي تغيير نام به ثبت احوال آمده ام.» بهاره که يک نويسنده است، مي گويد: «نام شناسنامه ام طاهره است، اما والدينم از همان کودکي بهاره صدايم مي کردند.» او با اشاره به اينکه داشتن دو نام مشکلاتي را برايش ايجاد کرده است، ادامه مي دهد: «چون از هر دو نامم استفاده مي کنم، يعني در جاهايي ناگزير به استفاده از اسم شناسنامه اي ام هستم و در مجامع فرهنگي مرا به نام بهاره مي شناسند در اکثر موارد با مشکل روبه رو مي شوم تا جايي که برخي تصور مي کنند ما دو خواهر هستيم.» بهاره به گفته خودش براي تغيير نام ابتدا به سازمان ثبت احوال مراجعه مي کند که به دليل آنکه اسم شناسنامه اي اش جزو اسامي مذهبي بوده با تغيير آن موافقت نمي شود. اين بار اما وي به دادگاه مي رود. دادگاه از او مي خواهد استشهاديه اي را که در آن پنج نفر شهادت داده اند که وي را از کودکي به نام بهاره مي شناخته اند با ذکر مشخصات و امضاي شاهدان تحويل دادگاه دهد. پس از طي مراحل قضايي، سازمان ثبت احوال به عنوان خوانده پرونده به دلايلي همچون رايج بودن دواسمي در فرهنگ کشورمان که از جمله موجبات قانوني تغيير نام محسوب نمي شود و اينکه خواهان 35سال با نام شناسنامه اي خود شناخته شده و با هدف حفظ اعتبار اسناد سجلي و جلوگيري از تزلزل آنها… با درخواست او مخالفت مي کند. اما سرانجام قاضي پرونده با توجه به مشکلات ناشي از دو اسمي بودن براي اين فرد در محيط کار و اينکه آثار فرهنگي منتشرشده از نامبرده همگي به نام بهاره – و نه طاهره- مشهور و معروف شده است و به لحاظ آزادي عقايد در جامعه اسلامي با صدور راي به اين نويسنده اجازه تغيير نام مي دهد.

نويسنده: بنفشه پورناجي

انجام کلیه خدمات حقوقی توسط بهترین وکیل اصفهان  : 09134744185