نقش وکیل دادگستری در اجتماع

Lawyer
Lawyer

 وکالت بمعنی خاص کلمه یعنی وکالت دادگستری امر تخصصی و فـنی اسـت و با عقد‌ وکالت‌ بمعنی عام کلمه فرق بسیار دارد.

وکالت دادگستری برمبنای قواعد عـرف و قـوانین‌ مـوضوعه‌ از‌ نظر سابقه و قدمت مقرون به زمانی است که مردم برای رسیدن بحقوق و دفاع از مـال‌ و جـان‌ و ناموس‌ خود،طریقه دادرسی در دادگاهها را بر روش ناپسند استفاده از زور‌ و قدرت‌ ترجیح داده‌اند بنابراین وکـالت پابـپای قـضاوت بوجود آمده و بموازات آن رشد و تکامل پیدا کرده است.

بعضی‌ را‌ عقیده بر آنست که اصل و مـنشأ شـغل وکالت و مدافعه بهیچ وجه ملازمه با‌ پیدایش‌ سازمان قضائی نداشته و از موقعی که بـشر‌ مـنافع‌ خـود‌ را تشخیص داد،هرگاه اصطکاک و تصادمی نسبت‌ بآن‌ منافع مشاهده نمود یا خود مقدم بدفاع و رفع شـر از خـود شـده یا‌ مباشرت‌ آنرا نیابتا باشخاص مجرب و باصلاحیت‌ دیگر‌ واگذار کرده‌ است‌.

پسـ‌ اصـل مسلم این است که حق‌ دفاع‌ از حقوق مسلمه و مختصه بشر بوده و در سایه تمدن و تکامل،اصول و قـوانینی‌ بـرای‌ آن وضع شده که برای قبول‌ این خدمت آگاهی و معرفت‌ بآن‌ قوانین و اصـول را ایـجاب مینماید‌ بقول‌ هانری فرانسو آداگسو.

( Henri Francois D,agesseau )یکی از قـضات مـشهور فـرانسه قدمت شغل‌ وکالت‌ از قضاوت بیشتر بوده و لزومـ‌ آنـ‌ هم‌ از قضاوت بیشتر‌ است‌.

سابقه تاریخی

پیدایش شغل‌ وکالت‌ و ضرورت وجودی آن سابقه مـمتد تـاریخی دارد.

در رم قدیم دفاع از افراد در‌ محاکم‌،اخـتصاص بـطبقه نجباء داشـت ولی بـراثر‌ مـبارزه‌،مردم این‌ سنت‌ را‌ از بین بردند و در‌ مـوارد لزوم بـرای دفاع،از دوستان و نزدیکان خود کمک میگرفتند و این مدافعان که مددکار و جانشین‌ اصـحاب‌ دعـوی در تریبونهای قضائی بودند و در‌ تهیه‌ خطابه‌های‌ دفـاعی‌ تخصص‌ پیدا کردند بـزبان‌ لاتـین‌ آدوکاتوس( Advocatus )نامیده میشدند که از دو کـلمه ( AD )بـمعنای نزدیک و( Vocatus )یعنی خوانده شده تشکیل‌ میشود‌ که‌ معنی لغوی آن برای دیگری و معنی اصـطلاحی‌ آنـ‌ جانشینی‌ و دفاع‌ از‌ موکل‌ است.

ایـن نـکته شـایان توجه است کـه وکـالت ریشه و انگیزه اخلاقی و اجـتماعی دارد،زیـرا برای انجام امور دیگران و یاری و کمک بآنان بوجود آمده و نموداری از سجایای عالی‌ انسانی و نـشانی از روح تـعاون و همبستگی افراد مردم است و باین جـهت نـیز در قدیم وکـلا در بـرابر انـجام خدمت،حقی دریافت نـمیداشتند و بلکه رضایت خاطر دوستان و خویشان و اتکاء مردم بحمایت‌ و پشتیبانی‌ آنان اجر و پاداش معنوی وکلا بود و اگـر بـعدها موکلین در برابر انجام خدمات،بوکلاء ارمـغان یـا هـدیه‌ای مـیدادند، صـرفا بمنظور تجسم خـارجی عـاطفه حقشناسی بود نه بمعنی دادن حق‌ الزحمه‌ و اجرت و اگر پیشرفت و تکامل تمدن،وکالت را بشکل«شغل آزاد» درآورده و پرداخت حـق الوکـاله را مـرسوم ساخته است.امر قهری و ضروری بوده و از‌ مـعنویت‌ و قـدسیت سـابقه امـر چـیزی کـاسته‌ نمیگردد‌.

ولتر( Voltaire )فیلسوف و نویسنده نامی فرانسه میگوید«بهترین مقام در عالم،شغل وکالت است و کمال مطلوب من در دنیا این است که وکیل باشم‌».

این‌ اصطلاح«برای دیگری»بـعدها‌ در‌ زبانهای اروپائی نیز بکار رفته است چنانکه مثلا در فرانسه کسی را که شغل خود را«دفاع از حقوق دیگران»قرار داده آووکا( Avocal )مینامند و این کلمه در زبانهای ایتالیائی‌ و اسپانیائی‌ و بسیاری از زبانها ریشه خود را حفظ کرده اسـت.

در یـونان باستان

در یونان پس‌ازآنکه تکامل اجتماعی موجب بوجود آمدن قوانین سولون حکیم گردید،دادرسی بدست مجالس قضائی افتاد و وکالت‌ و دفاع‌ از متهمان‌ بعنوان یاری و کمک بآنان بوجود آمد.

این مجالس قـضائی از پانـصد نفر منتخبین ملت تشکیل میشد و محکمه‌ در فضای آزاد و میان مردم تشکیل میگردید-در مجلس قضائی متهم‌ حق‌ داشت‌ شخصا از خود دفاع نماید و یا دیگری از وی دفـاع کـند و در مواردی که اظهار عجز مـیکرد ‌‌حـتما‌ یکنفر از طرف وی لایحه دفاعی تنظیم مینمود که در مجلس قضائی قرائت‌ میشد‌.

وکلای‌ مدافع در یونان قدیم از میان کسانی انتخاب میشدند که مشهور به نیکنامی و وطـنپرستی بـودند‌،افراد بدنام و کسانی کـه احـترام پدر و مادر را نگاه نمیداشتند و لطفا ورق بزنید‌

یا آنهائیکه شغل معین‌ و آبرومند‌ نداشتند و با گشاد دستی و افراطکاری،حرمت شخصی و خانوادگی را از دست‌میدادند از وکالت ممنوع بودند.

در ایران

پیش از مشروطه،افرادی بودند که با مـمارست در فـقه و اصول و حقوق اسلامی و عرف‌ و قوانین متداول در دوره‌های مختلف در«دیوانهای قضائی»و «محاضر شرع»از متظلمین و شاکیان دفاع میکردند، این افراد وکالت را بعنوان شغل خاصی بر عهده نداشتند و بلکه بعنوان یک تکلیف دیـنی و اخـلاقی‌ انجام‌ مـیدادند.

پس از مشروطه،مطابق قانون اصول محاکمات سال 1329 قمری«وکلای غیررسمی»از«وکلای رسمی»مجرا گردیدند که گروه نخستین بـعنوان اتفاقی وکالت میکردند و دسته دوم اشتغال مستمر باین‌ شغل‌ داشتند.

در سال 1307 شـمسی فـقط«وکـلای مجاز» حق اشتغال بوکالت پیدا کردند و اکنون طبق قانون لایحه استقلال کانون،فقط کسانی که دارای دانشنامه لیـسانس ‌ ‌یـا دکتری در حقوق‌ باشند‌ با شرائط معین و طی دوره کارآموزی و شرتک در اختیار و قبولی،تحت نـظامات و مـقرراتی مـیتوانند بنام«وکیل دادگستری»مسئولیت خطر دفاع از حقوق مردم را بر عهده گیرند.

در انگلستان‌

که‌ سیستم‌ قـضائی آنها بکلی با سیستم‌ قضائی‌ فرانسه‌ و کشورهای لاتن متفاوت است سابقه امر از قـرن 11 میلادی است.

در این زمـان هـریک از طرفین دعوی میتوانستند همراه یکی‌ از‌ دوستان‌ خود در دادگاه حاضر شوند.

وظیفه این دوست‌ عبارت‌ از بیان مدافعات صریح و ضروری و شرح دعوی و ابراز دلایل برای اثبات مدعا بود.

در قرن 13 حقوق عرفی انگلیس‌ کـامن‌ لاو‌

( Common-law )برای محاکم بسیار مشگل و پیچیده گردید و ضرورت توسل‌ باشخاص کمک‌کننده و خبره احساس شد باین جهت بجای دوستی که از جانب طرفین دعوی امر دفاع را بعهده‌ میگرفت‌ مدافع‌ حرفه‌ای بنام ناراتور« Narrator »در دعاوی شـرکت کـرد.

ناراتور نه تنها‌ در‌ مباحثات شفاهی شرکت میکرد، بلکه اصول حقوقی و قواعد دادرسی را نیز بنام موکل خود مطرح میساخت‌ و مورد‌ شور‌ و بحث قرار میداد-امروزه ناراتور جای خود را بوکیل مدافع کـه بـزبان‌ انگلیسی‌ بمعنی‌ قانون‌شناس( Lawyer ) میباشد داده است.

در اوایل قرن 14 میلادی افراد دیگری از وکلای‌ حرفه‌ای‌ بنام‌ آرتورنی« Attorney »پیدا شدند که اکنون سولیسیتورها« Solicitor »جای آنها را گرفته‌اند آتورنی در‌ جریان‌ دعوی مانند یک دستیار و کـمک سـاده رفتار نمیکرد،بلکه صلاحیت داشت که بجای‌ موکل‌ و بنمایندگی‌ از وی عمل نماید.

احتیاج بوجود وکیل و امر نمایندگی که در آغاز امر بعنوان‌ دوستی‌ و مددکاری پیدا شده بود،هنگامی بیشتر احساس شـد کـه بـرای شاکیان و ارباب رجوع‌،حضور‌ در‌ دادگـاهها بـمنظور اقـامه دعوی و دفاع از حقوق خود امری مشکل در اکثر موارد امکان‌ناپذیر گردید‌ باین‌ ترتیب نه تنها سولیسیتورها بکار خود ادامه دادند و از موکلین خـود حـمایت‌ و دفـاع‌ میکردند‌،بلکه براثر نیاز و ضرورت افراد دیگری بـنام بـاریستر« Barrister » نیز بر آنان افزوده شد و بتدریج‌ براثر‌ تقسیم‌ کار،محاکمات کتبی را دسته اول و محاکمات شفاهی را دسته دوم انجام‌ میدادند‌.

چون وکـالت بـرپایه دفـاع و حمایت پی‌ریزی شده بود در طول قرون صفت‌بارز و شیوه مستحسن ایـستادگی دربرابر‌ ناحق‌ را حفظ و روزبروز افزایش داد چنانچه یک وکیل دادگستری انگلیسی کوچکترین تردید‌ در‌ قبول وکالت فرد ضعیف در برابر قـوی‌ترین‌ مـقامات‌ و افـراد‌ نمیکند و اصالت وظیفه وکالت را با همه‌ خسارات‌ و خطرات پاسداری میکند.

در فـرانسه

نـخستین اطلاعی که از امر وکالت در فرانسه‌ داریم‌ اینست که قاضی روحانی کلیسا‌ بنام‌ سنت ایوس‌ دوتر‌ کـیه‌ ẓSaint-yvcs Deter guierẒ مـتولد 1235‌ از‌ طـرف مستمندان طرح دعوی و شکایت میکرد بنابراین قیافه وکالت در کشوری که‌ مهد‌ حـقوق و آزادی اسـت بـشکل درخشان،انجام‌ وظیفه دینی و اخلاقی و حمایت‌ از‌ ستمدیدگان نیازمند نمودار گردیده و این‌ سیمای‌ معنوی را در مـسیر تـاریخ حـفظ کرده است.

نظاماتی که برای وکلای مدافع‌ از‌ طرف پادشاهان فرانسه مانند فیلیپ‌ لوهاردی‌ و فـیلیپ‌ پنـجم تعیین گردید‌ مقام‌ و شخصیت خاص این طبقه‌ را‌ که مولود گذشت زمان برمبنای انـجام خـدمات صـادقانه بمردم بوده بشکل رسمی تثبیت کرد‌ و طبق‌ مقررات سال 1334 میلادی حامیان عدالت‌ با‌ عـنوان وکـلای‌ مشاور‌« Les‌ Consultants »مشخص گردیدند چه‌ در قرون وسطی و چه در قرون جدید و معاصر آوکا یا وکـیل مـدافع پابـپای تمام تحولات‌ و تکامل‌ اجتماعی و حقوقی فرانسه رسالت و مأموریت خود‌ را‌ در‌ دفاع‌ از‌ حق و عدالت انجام‌ داده‌ و در ضـرورت وکـالت و اصالت وظیفه خطیر وکیل نمونه‌های بارزی بدست تاریخ سپرده است،چنانچه حـتی در‌ اوجـ‌ طـغیان‌ افکار انقلابی،بمنظور حفظ سنن دیرین وکالت‌ و اثبات‌ این‌ امر‌ که‌ حق‌ دفاع مقدس و اسـتثناءناپذیر اسـت وکـلای مدافعی مانند ریمونددوسز،ترونشه،مالزرب،ازلوئی 16 که مغضوب افکار عامه بود دفاع کـردند و بـرخی از آنان جان خود را در این‌ راه از دست دادند.

همچنین عظمت و اهمیت وکالت و خصیصه ذاتی آن یعنی دفاع از حق و آزادی و عـدالت بـود که ناپلئون از تیغ زبان و شمشیر بیان وکلا میترسید و میگفت:

«من میخواهم‌ زبـان‌ هـر وکیلی که علیه حکومت بکار رود بریده شـود»ولی نـه تـنها از لحاظ نیاز اجتماعی،این زبان بریده نـشد،بـلکه در قانونی که در 1810 بامضای امپراطور نیرومند‌ فرانسه‌ رسید چنین اعلام گردید.

«وکالت یکی از خـاص‌ترین وسـائل کسب پرهیزکاری،دقت،بیطرفی،مـیل‌بآشتی، عـشق به حـقیقت و عـدالت،احـساس حمایت بضعفاء و ستمدیده‌ها است‌»

با‌ تـوجه بـمطالب و نمونه‌هائی از جوامع‌ مختلف‌ در امر وکالت که گفته شد بخوبی درک میشود که:وکـالت در بـدو امر به عنوان مددکاری اجتماعی بـوجود آمده و افرادی که مـورد اعـتماد‌ و دارای‌ سجایای یک انسان بـودند‌،بـرای‌ دفاع از حق و پشتیبانی از ستمدیدگان انتخاب میشدند و سیر تکامل اجتماع و پیشرفت تمدن ضرورت وجـودی وکـیل مدافع را به ثبوت رسانده بـطوریکه امـروزه بـه حالت یکی از ضـروری‌ترین، مـفیدترین و شریف‌ترین‌ مشاغل‌ آزاد دنیای مـتمدن و مـترقی درآمده است و هرچه دانش و فن و صنعت تکامل مییابد و روابط مدنی و تجاری و مناسبات ملی و بـین المـللی توسعه پیدا میکند ضرورت وجودی وکـیل و شـغل وکالت،مـحسوس تـر و احـتیاج‌ بآن‌ روزافزون‌تر میشود‌.

بـد نیست بدانید که مردان بزرگی مانند گوته، دموستن،پوآنکاره،تاگور،گاندی،آبراهام لینکلن، فرانکلن روزولت،دانـتن‌ کـه از قهرمانان بزرگ انقلابی جهان بودند و هـم‌چنین آقـای نـیکسون رئیـس‌ جـمهور‌ منتخب‌ فعلی آمـریکا هـمهء اینها از وکلای دادگستری بوده‌اند.

نقش وکیل دادگستری در اجتماع

اکنون که تا اندازه ‌‌بسابقه‌ تاریخی وکالت آشـنا شـدیم،بـایستی توجه نمائیم که در دنیای کنونی اهمیت وکـالت‌ بـحدی‌ اسـت‌ کـه یـک فـرد نمیتواند بعنوان وکیل متخصص در تمام رشته‌ها(همچنان‌که در کشور ما مرسوم‌ است)بکار وکالت بپردازد،بلکه وکلاء علاوه بر تقسیم رشته‌های حقوقی و جزائی در‌ رشته‌های کوچکتری تخصص دارند‌ و کـار‌ فردی نیز مانند کشور ما مرسوم نیست،و تعدادی از وکلا که تخصص در رشته‌های مختلف دارند گردهم آمده و دفتر وکالت مشترکی را تشکیل میدهند و بعلاوه نقش وکیل فقط دفاع از دعاوی‌ نیست.

تالبوت اسـمیت حـقوقدان معروف آمریکائی میگوید:«قسمتی از اشکالات کار وکیل از این حقیقت ناشی میشود که غالب مطالبی که ما درباره وکیل میدانیم مطابق با واقع نیست،درمورد طبیب‌ چون‌ کارش،با نـحوه فـکر مردم توافق دارد تشخیص آسان است برای آنکه پزشک با زندگی عادی خانوادگی ما همیشه در تماس است، ما با پزشک تماس نزدیک و دائم داریم ولیـ‌ وکـیل‌ اینطور نیست و تصور ما نـسبت بـوکیل اغلب نادرست است،ما وکیل را در ذهن خود بعنوان یک هنرپیشه زبردست میشناسیم که در محاکمات جزائی و در محاکمات مربوط بقتل،نقش‌ خود‌ را ایفاء میکند ولی این را بـاید بـدانیم که عده قلیلی از وکـلا مـمکن است کار جزائی داشته باشند پس بیائید صفحه خاطر خود را از آنچه که نسبت‌ بوکیل‌ در‌ آن نقش بسته صاف و پاک‌ کنیم‌ و برای‌ شناخت وکیل قبلا بهتر است با اصطلاح«قانون»آشنا شویم،اشـکال ایـنجا است که این کلمه معانی و مفاهیم متعددی دارد، ما‌ تعریفات‌ گوناگونی‌ از اقسام مختلف«قانون»می‌توانیم داشته باشیم،مثلا‌ قانون‌ جاذبه،قوانین اخلاقی،قوانین اقتصادی،قانون عرضه و تقاضا و خیلی قوانین دیگر داریـم ولی وکـلا با ایـن نوع قوانین سروکار‌ ندارند‌،قوانینی‌ ورق بزنید که برای حل و فصل منازعات فیما بین افراد‌ و اشخاص ایجاد شـده‌اند موردنظر است.

نقش اساسی وکیل،جنبه پیش‌گیری و پیش‌گوئی قضایا را دارد همانطور کـه انـسانها بـا‌ مراجعه‌ بپزشک‌ متخصص و تزریق واکسن‌های مختلف از ابتلای احتمالی بامراض گوناگون تا حد‌ ممکن‌ پیش‌گیری میکنند و همانطور کـه ‌ ‌مـردم وسیله دندانپزشک قبل از آنکه دندان‌درد بسراغ آنان بیاید از سلامت‌ دندانهای‌ خود‌ نگهداری مـیکنند بـهمین نـحو نیز در دنیای امروزی اشخاص طبیعی و حقوقی قبل‌ از‌ مشورت‌ با وکیل و مشاور حقوقی خود و پیش از آنـکه نظر مشورتی وکیل خود را کسب‌ نمایند‌،بهیچ‌کاری‌ دست نمیزنند.

از کشور خودمان بگذریم کـه تا کسی کار دعـوائی نـداشته و بمحکومیت قطعی‌ او‌ منجر نشده باشد بوکیل مراجعه نمیکند و یا خدای نکرده تا کسی رو بمرگ‌ نرود‌ نزد‌ پزشک نمیرود-دنیا جز این عمل میکند مسلم است وقتی خانواده‌ای دارای پزشک باشد‌ و افراد‌ خـانواده پیش از آنکه دچار مرضی شوند،مورد معاینه پزشک متخصص قرار گیرند‌،کمتر‌ مریض‌ میشوند و در صورت بروز مرض سهلتر و آسانتر درمان میشوند.

نقش وکیل دادگستری و مشاور حقوقی در‌ اجتماعات‌ پیشرفته امروزی هم مـشابه هـمین نقش پزشک است.

نقش دیگر وکیل دادگستری‌ در‌ کشورهای‌ صنعتی،بررسی و تهیه و تنظیم قوانین هم‌آهنگ با پیشرفت اجتماع است و هیچ قانونی قبل از آنکه‌ از‌ طرف‌ وکلای دادگستری و مشاورین حقوقی بررسی شود،بـقوه مـقننه داده نمیشود.

خوشبختانه شخص‌ اول‌ مملکت و رهبر عالیقدر کشور ما باین وظیفه و نقش اساسی وکلای دادگستری توجه کامل دارند و در تاریخ‌ چهارم‌ آذر 1346 با پوشیدن کسوت وکالت علاوه‌بر آنکه افتخار بزرگی نصیب ایـن‌ طـبقه‌ تحصیل‌کرده کشور فرمودند بدینوسیله احترام و علاقه خویش‌ را‌ باجرای‌ حق و عدالت و به پاسداران قانون و مدافعان از‌ حق‌ ابر ازو بکرات با فرمایشات آموزنده خود،دستور العمل‌هائی برای وکلا و قضات نسبت‌ بحفظ‌ حـقوق مـردم و اجـرای کامل عدالت‌ و سعی‌ و کوشش هـرچه‌ بـیشتر‌ در‌ کـم‌شدن اختلافات و دعاوی ناشیه از آن‌،صادر‌ فرموده‌اند و اینعمل اثر بزرگی بین وکلا و حقوقدانان دنیا داشته است.

امیدوارم اجتماع‌ ما‌ نیز به نـقش اسـاسی وکـیل دادگستری‌ پی‌ببرد و پیشرفتهای چشم‌گیری که‌ در‌ همه شئون کـشور مـا بوجود‌ آمده‌ قدر و منزلت وکیل هم شناخته شود،البته منظور وکیل دادگستری واقعی است و کسانیکه‌ خدای‌ نکرده اعمال خـلاف و نـاصحیحی را‌ بـعنوان‌ و یا‌ نام وکیل مرتکب‌ میشوند‌ نه تنها وکیل دادگستری‌ نـیستند‌ بلکه دشمنان سرسخت این مدافعان حق و حقیقت محسوب میشوند.

تخریب در جهنم!

اجازه بفرمائید‌ حالا‌ که زیاد از وکیل و شـخصیت و نـقش‌ او‌ در اجـتماع‌ صحبت‌ کردیم‌ برای رفع خستگی شما‌ لطیفه‌ای را هم عرض کنم و بـگفتار خـود خاتمه دهم.

«میگویند اهالی جهنم از گرمای سوزان‌ و کشنده‌ دوزخ به تنگ آمده و درپی جستن‌ راه‌ فراری‌ بودند‌ کـه‌ عـده‌ای پیـشنهاد میکنند‌ دیوار‌ و حائل بین دوزخ و بهشت را خراب کنند تا با استفاده از نسیم و هـوای بـهشتی کـمی از‌ سوزش‌ آتش‌ دوزخ بکاهند.

کار تخریب انجام میگیرد و هنوز‌ اهالی‌ جهنم‌ نفسی‌ تازه‌ نکرده‌ بـودند کـه اهـالی بهشت با ورود هوای گرم دوزخ،ملتفت جریان‌شده و بمحکمه عدل الهی شکایت میکنند.

دادرسی آغاز مـیشود و دلایـل طرفین رسیدگی و مدارک و وضع محل بررسی میشود‌-ولی نتیجتا حکم بر عدم حقانیت اهـالی بـهشت صـادر میشود!!

وقتی از اهالی بهشت میپرسند:«با آنکه حق با شما بود و شواهد و دلائل هم بـر ایـن امر استوا بود چگونه‌ محکوم‌ شدید؟»پاسخ میدهند:«برای آنکه در بهشت یک وکیل دادگـستری هـم وجـود نداشت تا از حق ما دفاع کند»

 

وکیل در اصفهان
وکیل در اصفهان

انجام کلیه خدمات حقوقی توسط بهترین وکیل اصفهان  : 09134744185

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *